تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
در نگاه تو بال مىزند و بانوى دردهام بر پلكان نگاهت وقار هجاى عشق را ، از مكث كلام تو مىخواند . * خود را مىيابم در آهنگ بىقرار تگرگ و شكيب آيينهء رنگين‌كمان كه بام گلين دل را كاهگلى نو بايد .

تجربه

تو در مسير باد و باران و عبورت ، زلف ابر در عروج بازوان ستاره ، و بار انار ، كه با تو پيوند است * مىبينم قد ، مىكشى كه هويّت آبىات را در ارتفاع با آهن و سيم و جاذبه