تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
خلوت‌نشين نجيبم دورى ولى با تو هستم * مىآيد هر شب خيالت تا وعده‌گاه من و تو تنها من و تو نباشيم قربانى آتش عشق * بگذار دل هم بسوزد پاى گناه من و تو

سبزگون محمّدنشان

اى تو آبىتر از هرچه دريا * اى تو ليلاتر از هرچه ليلا اين جنون با دلم خو گرفته * عشق تو رنگ جادو گرفته يك سحر هم‌زبان دلم شو * آبى آسمان دلم شو تو تمام مرا آب كردى * اين دل ساده را خواب كردى من تمام تو را مىپرستم * عاشقم عاشقم هرچه هستم از نگاهت صفا مىتراود * بىتعارف خدا مىتراود اى تو احساس سبز شكفتن * لذّتى دارد اين از تو گفتن دوست دارم تو را هرچه هستى * اى شراب مرا رنگ مستى ساده : يك شب بيا ماه من باش * مرهم زخم گهگاه من باش اى گل و آب و آئينه دستت * يك غزل نذر چشمان مستت اى غزل‌پوش نرگس تبارم * بشكنم بشكنم تا ببارم عمرى از انتظار تو لبريز * در بهارم ولى شكل پائيز اى ستاره ستاره ستاره * دل هواى تو كرده دوباره سبزگون محمّدنشانم * آخرين اختر آسمانم