مىكند و در كتاب خود نمونههائى از آن را ارائه مىدهد .
شادى صندوقى در سال 1377 نخستين مجموعه شعر خود را تحت عنوان « . . . و ما نارس چيده شديم » را چاپ و منتشر ساخت و در چاپ مجموعهء شعرش انگيزهء انسانى دارد و عوائد آن را در راه بهبود نسبى كودكان بىسرپرست جامعه صرف مىكند .
قاب عكس
به قاب عكس تو ديشب نگاه مىكردم * اتاق چشم تو را سرپناه مىكردم
به آن اميد كه شكلى كشم ز تصويرت * تمام سطح ورق را سياه مىكردم
چه ساده بودم و گفتم كه تو وفادارى * كسى نگفت به من اشتباه مىكردم
به جملههاى « تو را دوست دارمت » آن شب * تمام زندگىام را تباه مىكردم
ببين كه حكم نمازم پس از تو قطع نشد * منى كه لحظهبهلحظه گناه مىكردم
تو كار كوچك من را بزرگ مىكردى * منى كه كوه خطاى تو كاه مىكردم
تو مرد عامى اين كوچه و خيابانى * و اين منم كه تو را پادشاه مىكردم
غروب غرب
مردمان نام مرا جار زدند * ساز برپائى و بيدار زدند
بر من دخترك عاشق شهر * تهمت دختر بدكار زدند
عاقبت بهر همين جرم حقير * سر ما را به سر دار زدند
مردم از عشق گريزان شدهاند * پشت پا بر دل و دلدار زدند
روى اوراق دل و بوسهء تر * مُهر خونرنگى بيزار زدند
جملهء « عاطفه را بايد كشت » * قاب كردند و به ديوار زدند
دختر دلشدهء شاعر را * زان كه عاشق شده صد بار زدند
مادرم را كه محبت مىكرد * بهر اين عاطفه بر دار زدند