تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
مىكند و در كتاب خود نمونه‌هائى از آن را ارائه مىدهد . شادى صندوقى در سال 1377 نخستين مجموعه شعر خود را تحت عنوان « . . . و ما نارس چيده شديم » را چاپ و منتشر ساخت و در چاپ مجموعهء شعرش انگيزهء انسانى دارد و عوائد آن را در راه بهبود نسبى كودكان بىسرپرست جامعه صرف مىكند .

قاب عكس

به قاب عكس تو ديشب نگاه مىكردم * اتاق چشم تو را سرپناه مىكردم به آن اميد كه شكلى كشم ز تصويرت * تمام سطح ورق را سياه مىكردم چه ساده بودم و گفتم كه تو وفادارى * كسى نگفت به من اشتباه مىكردم به جمله‌هاى « تو را دوست دارمت » آن شب * تمام زندگىام را تباه مىكردم ببين كه حكم نمازم پس از تو قطع نشد * منى كه لحظه‌به‌لحظه گناه مىكردم تو كار كوچك من را بزرگ مىكردى * منى كه كوه خطاى تو كاه مىكردم تو مرد عامى اين كوچه و خيابانى * و اين منم كه تو را پادشاه مىكردم

غروب غرب

مردمان نام مرا جار زدند * ساز برپائى و بيدار زدند بر من دخترك عاشق شهر * تهمت دختر بدكار زدند عاقبت بهر همين جرم حقير * سر ما را به سر دار زدند مردم از عشق گريزان شده‌اند * پشت پا بر دل و دلدار زدند روى اوراق دل و بوسهء تر * مُهر خون‌رنگى بيزار زدند جملهء « عاطفه را بايد كشت » * قاب كردند و به ديوار زدند دختر دل‌شدهء شاعر را * زان كه عاشق شده صد بار زدند مادرم را كه محبت مىكرد * بهر اين عاطفه بر دار زدند