تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
شكفت لالهء توحيد ، اى منادى عشق * نواى گرم تو در گوش جان دويد ، بيا نيازمند تو باشد به هر زمان « سيمين » * ببين كه مهر تو با نقد جان خريد ، بيا

يك تپش از اشتياق

جوشش فصل بهارم ، شعر مولانايىام * سربه‌سر شورم ، فغانم ، جلوهء رسوايىام نيمه‌شب تا آسمان هفتمين قد مىكشم * تا برافروزد چراغى در شب تنهايىام بال در بال ملائك مىروم ، تا چشم او * گل كند در جلجتاى مرز نابينايىام آنچه در آيينهء ذهنم تداعى مىشود * نقش او باشد كه برخيزد به هم‌آوايىام در مسير پر زدن در شور آهنگ نسيم * يك تپش از اشتياقم ، يك‌نفس گيرايىام راه و چاه و مقصد و مبدأ براى من يكيست * زخمه‌زن بر تار جان ، اى دست بىپروايىام قسمتم كن تا در آن‌سو با تو باشم تا ابد * آتش افكن بر تمام هستى دنيايىام

يك قبله درد

مىخوانىام دوباره و بيدار مىشوم * از هرچه هست غير تو بيزار مىشوم در گيرودار چشم تماشا نگاه كن * آيينه‌ام ، در آينه تكرار مىشوم با شور شبنمى كه فشانم ز چشم شوق * جارىترين زلالى جوبار مىشوم يك شهر غصّه دارم و افشا نمىكنم * يك قبله درد دارم و ديوار مىشوم محكم‌ترم ز كوه ، چرا فكر مىكنيد * ويرانه‌ام ، كه بر سرى آوار مىشوم جاى تأسّف است كه مانند آفتاب * اينجا حضور دارم و انكار مىشوم من آخرين پرندهء عشقم ، نگاه كن * قربانى هواى تو اين‌بار مىشوم