تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

به شقايق‌دلان بوسنى و هرزگوين پاييزان

فصل پاييزان باغ ياس‌هاست * روزگار نقره داغ ياس‌هاست لحظه‌هاى احتضار آرزوست * نرگس امّيد هم بىرنگ‌وبوست خون سوسن مىچكد از حنجره * غصّه مىبارد ز ناى زنجره باز يكسر ناله مىآيد ز دشت * بوى داغ لاله مىآيد ز دشت بذر حرمان مىفشاند چلچله * اشك حسرت مىچكاند چلچله كوچه باغ سينه غرق ماتم است * دل گرفتار هزار و يك غم است دست‌هاى عاطفه غرق نياز * سينهء احساس در سوز و گداز قاصدك تبعيدىِ دشت عدم * شاپرك مصلوب سنجاق ستم باغ‌ها در انحصار زاغ‌ها * زاغ‌ها رامشگران باغ‌ها چتر نيلوفر به زردى مبتلا * چشم شبنم شاهد اين ماجرا چلچراغ نسترن پژمرده است * كوچه باغ ياسمن افسرده است كوچه‌ها سرشار غربت گشته‌اند * خانه‌ها كانون حسرت گشته‌اند شوق‌ها غرق تب دل‌تنگىاند * ذوق‌ها زندانى غم‌رنگىاند باز « بوسنى » قتلگاه لاله‌هاست * سرزمين آه‌ها و ناله‌هاست نقشهء قتل شقايق مىكشند * ميل در چشمم حقايق مىكشند ظلم در حقّ كبوتر مىكنند * روز را با شب برابر مىكنند . . .

جويبار دلتنگى

بيا كه بىتو دلم داغدار دل‌تنگيست * و فصل فصل وجودم دچار دل‌تنگيست بيا تبسّم خود را دوباره جارى كن * كه چشم عاطفه‌ام جويبار دل‌تنگيست به ميهمانى چشمان خويش دعوت كن * مرا كه زندگىام در حصار دل‌تنگيست نگو رقم زده شد سرنوشت ما از قبل * نگو نصيب تو شايد غبار دل‌تنگيست