تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
شاعر تدوين يافته ، امّا اكنون به چاپ نرسيده است .

ولادت حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله عزيز جهان

شب است و ماه در اين آسمانِ آينه‌سان * چو نوعروس خرامان و اختران رخشان بساط عيش بگستر ، كه موسم طرب است * به بزم ، نغمه‌سرا شو ، چو مرغ خوش‌الحان هواىِ مى اگرت هست ، چشم ساقى بين * به جاى سُنبل و گُل ، زلف و روىِ مه‌رويان اگر به باغ نبينى نشان ز لاله و گل * دگر به دشت و چمن نيست بلبلِ خوشخوان شكفته خاطرِ خود را چو گل كن از شادى * بِكَن ز خيمهء جان پايهء غم و حرمان نوا و غلغله و شور در سپهر فكن * صداى عيش و طرب را به گوشِ زهره رسان هوا گلاب‌فشان است و ماه آينه‌دار * سپهر جشن گرفته ز انجمِ رخشان عجب شبيست مبارك پى و همايون‌فر * شب تولّدِ پيغمبرِ عزيز جهان قدم نهاد در اين شب به خاك ختمِ رُسل * محمّد عربى ، پاك بندهء يزدان جهان گرفت ز يُمنِ قدومش آرامش * كه بود رحمتِ محضى براىِ عالميان چو آفتاب جمالش طلوع كرد به دهر * ز ظلم و كفر ضلالت اثر نماند و نشان ز پشتِ پرده عيان گشت چهرهء ماهى * كه هست مظهر و مرآتِ خالق سبحان بتان به خاك درافتاده سرنگون گشتند * از آنكه بُت‌شكنِ حقّ به مكّه گشت عيان تو اى محمّد مُرسل ، تو اى نبىّ بحقّ * كه آمده است به شأن تو از خدا قرآن تويى حبيب خدا و تويى رسول كريم * ز گفتهء تو عيان گنج حكمتِ پنهان خداى خواست كه حُجّت كند به خلق تمام * ز بعثتِ تو به مخلوق خود نمود احسان وجود توست در ابطال كفر حكمتِ محض * ظهور توست به بطلانِ مبطلان برهان رموز گنج نهان را كلام تو مفتاح * اصول حكمت و حقّ را كتاب تو ميزان مريضِ جهل ، شفا مىپذيرد ار كه بَرد * ز حكم‌هاى تو دستور از پىِ درمان حبيب درگه بارى ، امينِ وحى خداى * به خوانِ عزّت ايزد عزيزتر مهمان