شاعر تدوين يافته ، امّا اكنون به چاپ نرسيده است .
ولادت حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله عزيز جهان
شب است و ماه در اين آسمانِ آينهسان * چو نوعروس خرامان و اختران رخشان
بساط عيش بگستر ، كه موسم طرب است * به بزم ، نغمهسرا شو ، چو مرغ خوشالحان
هواىِ مى اگرت هست ، چشم ساقى بين * به جاى سُنبل و گُل ، زلف و روىِ مهرويان
اگر به باغ نبينى نشان ز لاله و گل * دگر به دشت و چمن نيست بلبلِ خوشخوان
شكفته خاطرِ خود را چو گل كن از شادى * بِكَن ز خيمهء جان پايهء غم و حرمان
نوا و غلغله و شور در سپهر فكن * صداى عيش و طرب را به گوشِ زهره رسان
هوا گلابفشان است و ماه آينهدار * سپهر جشن گرفته ز انجمِ رخشان
عجب شبيست مبارك پى و همايونفر * شب تولّدِ پيغمبرِ عزيز جهان
قدم نهاد در اين شب به خاك ختمِ رُسل * محمّد عربى ، پاك بندهء يزدان
جهان گرفت ز يُمنِ قدومش آرامش * كه بود رحمتِ محضى براىِ عالميان
چو آفتاب جمالش طلوع كرد به دهر * ز ظلم و كفر ضلالت اثر نماند و نشان
ز پشتِ پرده عيان گشت چهرهء ماهى * كه هست مظهر و مرآتِ خالق سبحان
بتان به خاك درافتاده سرنگون گشتند * از آنكه بُتشكنِ حقّ به مكّه گشت عيان
تو اى محمّد مُرسل ، تو اى نبىّ بحقّ * كه آمده است به شأن تو از خدا قرآن
تويى حبيب خدا و تويى رسول كريم * ز گفتهء تو عيان گنج حكمتِ پنهان
خداى خواست كه حُجّت كند به خلق تمام * ز بعثتِ تو به مخلوق خود نمود احسان
وجود توست در ابطال كفر حكمتِ محض * ظهور توست به بطلانِ مبطلان برهان
رموز گنج نهان را كلام تو مفتاح * اصول حكمت و حقّ را كتاب تو ميزان
مريضِ جهل ، شفا مىپذيرد ار كه بَرد * ز حكمهاى تو دستور از پىِ درمان
حبيب درگه بارى ، امينِ وحى خداى * به خوانِ عزّت ايزد عزيزتر مهمان