تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
گرديده به شرح زير است : 1 - تعليقه فصوص الحكم ( 1354 ) ؛ 2 - تدوين الاقاويل فى مشيخة الاردبيل ( 1356 ) ؛ 3 - تاريخ حكما و عرفاى متأخر بر صدر المتألّهين ( 1359 ) ؛ 4 - شرح جديد منظومهء سبزوارى ( 1360 ) ؛ 5 - ترجمهء قديم اشارات ابن سينا ( 1360 ) ؛ 6 - پارسى كردهء تحقيق ماللهند ابو ريحان بيرونى ( 1362 ) ؛ 7 - پارسى كردهء مقدّمهء قيصرى بر شرح فصوص الحكم ( 1363 ) ؛ 8 - تاريخ انشعابات سلسلهء نعمت‌اللّهى ( 1370 ) ؛ 9 - پاتانجلى ابو ريحان بيرونى ( 1376 ) . سها از قريحهء شعر و شاعرى در حدّ توانايى كامل برخوردار است و از سال‌ها قبل آثارش در برخى از مجلّه‌ها و روزنامه‌ها به چاپ مىرسيد . وى طبعش بيشتر به قصيده‌سرايى مايل است آن هم به سبك خراسانى استادانه مىسرايد .

چگونه بايد بودن

مىبندانم كه بود بايد چونا * كشت دل خود درود بايد چونا تا مرد آسايد از سپهر ندانم * گردش چرخ كبود بايد چونا تا همه مايه صداقت است به دكان * برد ز بازار سود بايد چونا تا كه بسيط شهود سامريان راست * آن يد بيضا نمود بايد چونا تا كه پر است از نفير پستى گردون * نغمهء رادى سرود بايد چونا ور هنرى مرد راست طالع كاهش * بخت ورا برفزود بايد چونا از عرش آوخ كبوتر تو ندانم * زى عرش آيد فرود بايد چونا صيصيه‌اى كاوفتاد تارش از نور * آن را تشريف پود بايد چونا دير بماندم به بند اندوه اندر * بررهم از بند زود بايد چونا بود گر اين باشد و نباشد جز اين * مىبنخواهم نبود بايد چونا ور عدم آمد چو باغ مينو خرّم * ماند به تيه وجود بايد چونا حيرت آنم كشد كه با اين خلقان * برگذراند و ببود بايد چونا
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 122 | سيد محمد باقر برقعى