غير غم كس نيست « خرم » در جهان * با تو گردد همدم همراه آه
افسانهء عشق
عشق را افسانه كردى يا حسين * عقل را ديوانه كردى يا حسين
در ره معبود بىهمتاى خويش * همتى مردانه كردى يا حسين
تا قيامت در دل اهل ولا * منزل و كاشانه كردى يا حسين
كرد شمع بىزوال خويشتن * عالمى پروانه كردى يا حسين
جان و مال و هستى خود را فدا * در ره جانانه كردى يا حسين
جرعهنوشان مى توحيد را * سرخوش از پيمانه كردى يا حسين
خويشتن را بهر صهباى شهود * ساقى ميخانه كردى يا حسين
كاكل اكبر به هنگام وداع * از محبت شانه كردى يا حسين
اصغر شيرين زبانت را چو گل * هديهء جانانه كردى يا حسين
العطشگويان طفلان از قفا * گوش كردى يا نكردى يا حسين
از براى شاميان بىوفا * گنج در ويرانه كردى يا حسين
ذكر يا رب يا رب اندر قتلگاه * با خدا مستانه كردى يا حسين
عالمى را در عزاى خويشتن * تا ابد غمخانه كردى يا حسين
در فراقت « خرم » دلخسته را * استن حنانه كردى يا حسين
يا حسين
اى كه عالم همه ايجاد به فرمان تو شد * هستى كون و مكان خلق ز امكان تو شد
مادرت امابيهاست ؟ نه بل ام خداست * چونكه ثاراللهى و خون تو برهان تو شد