به جهنّم !
چونكه اين بنده ز عالم برود * شاد و آزاده و خرّم برود
نخورد غم كه هدف چيست دگر * فارغ از بيش و غم كم برود
بس كند قصّهء نيران و بهشت * به جهنّم ! كه جهنّم برود
بالادست
بسيار بر اين مسند تو بنشستند * بام و درِ خانمان ما بشكستند
اى دشمن جان خلق ! آن بالاها * جمعى هستند كز تو بالادستند
بلاى انتظار
شوقى دگر است در ديار تو مرا * كشتهست بلاى انتظار تو مرا
اى دوست ز بس به كوى تو پرسه زدم * داند در و ديوار ديار تو مرا