دلبسته و رام توام ، سرمست از جام توام * ديوانهء نام توام ، نامآور دوران من
تو جان و جانان منى ، دين و دلوجان منى * معبود و ايمان منى ، آرى فدايت جان من
هستىِ من از هستِ توست ، آخر دلم سرمست توست * پيمانهام در دست توست ، اى آخرين پيمان من
مهر تو شد فرشيد من ، روى تو شد خورشيد من * عشق تو شد امّيد من ، حبّ تو شد ايمان من
در راه تو كوشندهام ، در وصل تو پويندهام * جانا به مهرت زندهام ، اى فرّه يزدان من
اى جان جانان جان تو ، جان از پى فرمان تو * خواهم رود قربان تو ، هم اين من هم آن من
رشك جهانى اى وطن ، فخر زمانى اى وطن * يعنى جنانى اى وطن ، اى آيت فرقان من
تا مهر و مه تابنده است ، تا نام دنيا زنده است * تابنده و پاينده است ، ايران من ، ايران من
گيله مرد
نخل امّيد اهل دردم من * اهل دردم كه در نبردم من
خرّم و بىغشم چو آب حيات * اشك چشمان شبنوردم من
فارغ از قيد رنگ و نيرنگم * از صفا در زمانه فردم من
نيست بيمى مرا ز گردش چرخ * گو بگردد كه تا بگردم من
سرو آزادهء تهى دستم * فخرم اين بس ، كه گيله مردم من