تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦

قاب‌ها عشق جار مىزنند

آن روزها كه تو بودى * مىگفتم : جنگ يعنى دزديده‌اند * گهواره و شبانه‌هايم را آبى آسمان و بوى وطنم را * بهار پرستو و درياى پولك‌هايم و نبض سبز لحظه‌هايم را
*
و تو مىگفتى * به باده بيدارى باورهاى باروتى را به باد و كركسان غاصب را به صيّاد مىدهى * و نامت را تور كوچه‌هاى وطن مىكنى
*
تو مىگفتى * بهار و دريا را به نام پرستو و پولك مىكنى قفس‌ها را پر مىدهى * زنجيرها را ، زنجره مىكنى و زخم را ظفر
*
و امروز كه * بوى صدايت و سبزى وفايت را وارثم مىگويم ، جنگ يعنى * شعرى پُر از پروازِ پينه‌هاى پنهانى