تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

تقديم به فاطمهء زهرا و زينب كبرى عليها السّلام بانويى بهارى

امشب شب ميلاد بانويى بهاريست * اين شعر ، تنها هديه بر آن سبز جاريست امشب سروده مىشود صدها ترانه * در بيت بيتش خاطرات بردباريست اى رفته تا آبى كجايى ؟ آه بانو ! * چنديست دل در جستجوى اعتباريست اينجا نمىفهمد كسى فكر شقايق * دلواپس آن روزهاى بىقراريست من با تو گويم شعر زرد دردها را * بانو كجايى تا ببينى فصل زارىست رحمى به حال شعر هم ديگر نكردند * اين فصل فصل دار ، فصل سوگوارىست اى صبر جارى تا ابد ، باران رحمت * يك قطره بارش ، كارسازِ بىبهاريست امشب شب ميلاد بانويى بهاريست * اين شعر تنها هديه بر آن سبز جاريست

چليپا

تو زهرا جان دلم را در كفن پيچيده‌اى امشب * چه كردى همسرم زهرا شكستم ديده‌اى امشب كه مىپيچد چليپا را به‌جز صد ساقه تنهايى * تو نيلوفر به شانه در كجا پيچيده‌اى امشب

آبروى اشك‌ها

مرا ببخش خوب من ! تمام زندگانىام * شكستنت بهانه‌اى براى شروه خوانىام نشسته‌ام و بسته‌ام نگاه دل به آينه * به آبروى اشك‌ها ، به عفو مىرسانىام

دريغا !

نشسته خانه‌اى در بت ، دريغا ! * و مىميرد سحر در شب ، دريغا ! دو شاهد در سكوتى پر ز فرياد * شكسته قصّه‌ها بر لب ، دريغا !