مريم خداداديان علاوه بر ذوق و قريحهء شاعرى ، در زمينهء داستاننويسى نيز از استعداد كافى برخوردار است و داستانهايش در برخى از مجلّهها به چاپ مىرسد .
تقديم به امام زمان ( عج )
دو چشم آبى
ما بىتو همرنگِ شبيم و كوچه گرديم * وامانده در آنسوى بىانجام درديم
ماييم و پژواكِ نياز و بىنصيبى * گمكرده در اضطرابِ فصل سرديم
اى سبزپوشِ . . . ناب خيالم ! * رنگى چكان بر ما كه چون پاييز زرديم
اى موج موج معجزه در ساحل درد ! * دل را دو چشم آبى آيينه كرديم
در ندبه يا اشكِ كبوترهاى بىتاب * تا ظهر با شوق ظهورت كوچه گرديم
هر جمعه صبح اقتدا را مىسُراييم * بازآ كه در عصرِ فُرادا كوه درديم
تقديم به حضرت رقيه عليها السّلام قانون تنهايى
و در يكلحظه ناچارى دلى در باد گم مىشد * كسى چون پيچكى افتاده از بنياد گم مىشد
و او در عمق تنهايى و مرز غربت و اندوه * ميان لحظههاى مبهم فرياد گم مىشد
تمام قطرههايى را كه در چشم غريبش بود * ميان حسرت و اين ناكجاآباد گم مىشد
دلى پُر از صبورىها اسير لرزههايى شد * و در بغضى كه مىتركاند مىافتاد گم مىشد
و اينك مىنوازد اشك با قانون تنهايى * نوايى ، آشنايى را كه در بيداد گم مىشد
تقديم به مولا علىّ عليه السّلام كوچهها
دل مىنوشت مردى در منتهاى غربت * با زخمهاى كهنه ، شعرى براى غربت
در آسمانِ دستش ، زخمى پرنده مىشد * شبها كه ناله مىكرد در كوچههاى غربت