خوشا
خوشا آنكس كه كارش با دعا بود * هميشه كار او صلح و صفا بود
به دنيا با حقيقت آشنا بود * به موتش با على شير خدا بود
زمان كودكى
زمان كودكى يادم نمىره * نبود از من كسى گندم بگيره
ز بىچيزى قلم از دستم افتاد * كنون آمد بدست امّا كه ديره
زهر حسرت
الا ياران جهان بر كس نمانده * كه هركس را به گورستان كشانده
كسانى كه تجاوزكار باشند * به آنان زهر حسرتها چشانده
چرا فرق ؟
هزار شكر اى داناى سبحان * يكى را دادهاى نعمت فراوان
يكى بر نان شام خويش محتاج * چرا فرق است يا رب بين ايشان
هجر يار
نمىدانم چرا دل بىقراره * كجا مىگرده و در سر چه داره
شدم مجنون و صحراگرد دائم * همىدانم غمش از هجر ياره
يا رب
من با چه زبانى سخن آغاز كنم * درمانده نىام گوش به هر ساز كنم
آن قله بلندى كه بود در نظرم * يا رب سببى ساز كه پرواز كنم