جناب صائم مىگويد : « رفيعى هماكنون كارشناس حقوق و محقّق در علوم اجتماعى و بنيانگذار مؤسسه داورى در استان اصفهان و ضمنا خود مسئول انجمن ادبى فروغ اصفهان است . »
نمونههاى زير از نظم اوست :
التهاب حضور
منم مثال تو ماهى ، اسير تُنگ بلور * اسير آب زلال و ز موج دريا دور
منم كه در شب ظلمت نمىبرد خوابم * نمىزنم مژه برهم براى ديدن نور
به دل ز دست زمانه چه داغها دارم * ولى بهسان تو ماهى منم صبورِ صبور
منم مثال تو ماهى ، ز بخت خود حيران * براى ديدن دريا ، در انتظار عبور
ز شوق وصل خرابم به كنج ميخانه * تمام هستىام امشب در التهاب حضور
اميد آنكه رسم تا شبى به « ساحل » غم * رها ز آب زلال و رها ز تُنگ بلور
اعتراف
به راه عشق تو ديوانگىها بارها كردم * براى ديدن رويت عزيزم كارها كردم
برايت يك سبد عشق و صداقت هديه آوردم * چه مىدانى براى چيدنش پيكارها كردم
محبّت را برايت با دلى بىكينه آوردم * سر را هم خراب از مكرها ديوارها كردم
براى چيدن يك گُل ز بُستان صفاى تو * نمىدانى سفر از بين دشت خارها كردم
برايت بارها از عاشقى تعريفها كردم * به عشق راستينم بارها ، اقرارها كردم
من از كوتاهى وصلت كلامى برنمىآرم * چو بلبل خاطر خود خوش به اين ديدارها كردم
بيا تا در كنارت لحظهاى آرام گيرد دل * نصيحتها تو را از عمر فانى بارها كردم
دگر از بىوفايىهاى تو چيزى نمىگويم * سيه از عشق بىفرجام تو طومارها كردم