داغ لاله
كوير تشنه فراموش كرده باران را * و ابر مىشكند اين طلسم هجران را
دوباره لاله وحشى ز خاك مىرويد * اگر كوير ببيند نمى ز باران را
تمام حجم دلم را ملال و درد گرفت * ز بسكه ديده دلم داغ لالهكاران را
ببوى آنكه پرستو به لانه باز آيد * بيا كه باز برو بيم كنج ايوان را
شبى بخواب گرفتم ز دست محبوبى * كليد نقرهاى شهر پاك عرفان را
كوچ سرخ
تا تو بودى بهار با ما بود * با تو بودن چقدر زيبا بود
تا تو بودى كبوتران اميد * سمت پروازشان دل ما بود
چشمهاى تو مثل آيينه * آسمانى پر از معما بود
دستهاى تو بوى ايمان داشت * در نگاهت حضور پيدا بود
كوچ سرخ تو از ديار غروب * فصل پايان آرزوها بود
خط يكعمر درد و تنهايى * روى پيشانى تو خوانا بود
وقتى از كوچههاى شب رفتى * چشمهايم به راه فردا بود
گل غم
داسها دشت را وجين كردند * لاله را نقش بر زمين كردند
باغبان مثل ابر مىگريد * باغ گل را چرا چنين كردند
خوشههاى سحر به يغما رفت * تا كه بر خواب ما يقين كردند
روز تقسيم بهترينهايم * دستهاى تهى كمين كردند
روز از پا فتادگى اما * دستها سر در آستين كردند
گُل شادى نچيدم آه از دل * گل ما را به غم عجين كردند