زخم نمكزار
مانده يك پايش ، سخت * در دهان تلهاى پولادين
با دو دست و يكپا * مىرود لنگان در متن نمك
ماه * مات نستوهى او
قلم خونيناش ، بر سطح نمك * مىنويسد شرحى :
- « شرح صدر » صيّاد ! - * طرفه آنك ! . . . ز كنام
دوسه تولهء پويا * گرم استقبالش !
سينهء مادر مجروح امّا * خالى و خشكيدهست
طعمه را كرده فراموش از درد * درد بالا كه گرفت
دست و دندانها را * زد به « خود جراحى »
آه * تولههاى زيبا
سبعان معصوم * سينه خشك رها كرده ، و ليك