زندگى گر پس از هزاران سال * باز چون آن ستاره خواهد تافت
آرزوهاى نابرآورده * بر دل خاك
راه خواهد يافت * اين فروغى كه مىرسد بر من
از پس قرنهاى بىپايان * چيست ؟
نور ستارهء مرده ! * يا كه از آن حيات جاويدان
هست هرآنچه : * من ندانم چيست ؟
از كدامين زمان كند آغاز * دل من :
در هواى يكلحظهست * مىكند
سوى بيكران پرواز
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٧٧