خادم ( 1324 )
قاسم مهرنيا ، فرزند مهدى ، در پانزدهم آذرماه 1324 شمسى در خانوادهاى متوسّط الحال در شهر بجنورد قدم به عرصهء حيات گذاشت .
مهرنيا مىگويد : « پدر و مادرم از نعمت سواد بىبهره بودند . سيزدهساله بودم كه شمع وجود مادرم - كه خدايش بيامرزاد و رحمتش كناد - به خاموشى گراييد و خانهء دلم را تاريك ساخت . اين حادثهء جانگداز در روحم چنان اثرى گذاشت كه ادامهء تحصيل را برايم مشكل ، بلكه ناممكن ساخت . به همين علّت از سال دوّم متوسّطه ترك تحصيل نمودم . »
مهرنيا ازآنپس به فراگيرى حرفهء در و پنجرهسازى پرداخت و هماكنون در اين شغل به كار مىپردازد و در ضمن ، مديريّت شركت تعاونى فلزكاران شهر خود را عهدهدار مىباشد .
مهرنيا مىگويد : « از زمانى كه در دبستان درس مىخواندم ، شعر را دوست مىداشتم ؛ به خصوص از وقتى كه دست اجل نابهنگام مرا از نعمت داشتن مادر محروم ساخت ، احساس كردم تنها سخنى كه روح آزرده و دردمندم را تسلّى مىبخشد ، شعر است ؛ خاصّه كه با چاشنى عرفان هم آميخته باشد . لذا از همان زمان به مطالعه و فراگيرى شعر و ادب عرفانى پرداختم . »
مهرنيا كه از تخلّص « خادم » براى شعر خود استفاده مىكند ، از اخلاصپيشگان