ز شور تار جليل « 1 » و ، سماع ضربِ امير « 2 » * نواى گرمِ گل افشان « 3 » به هر كرانه رهاست
چه عشقها ، كه چكيده بر اين رواقِ كبود * چه شكوهها كه به لب مُرد و زخمِ گريه بهجاست
تو هم چو من ز جوانى « 4 » نچيدهاى گُلِ عيش * بخوان كه باز شكفتن اگرچه خواب و خطاست
حكايتى ، ز رفيقانِ رفته ياد ، بگو * بگو كه مجد « 5 » خداوندگارِ تار ، كجاست ؟
نسودهاى سر تعظيم ، جز به پاى هُنر * حساب كاسب عاشقنما ، ز چون تو جداست
تكيده شمعِ اثيرى ، شب است و نيست پرى « 6 » * نواى نى نه ، كه هر سو ، صداى ديو بلاست
دگر ترانهء خاكسترت « 7 » نمىشنوم * ز ياد بردن اربابِ اهل دل ، نه سزاست
زرد سال
خزان به تيغِ عطش ، پشتِ دشتِ تشنه دريد * به زرد سالِ رسيده ز راه نيست اميد
نماند غير گُل داغ آسمان كبود * و باد خسته بهجز رنگ خار خشك نديد
سلام ما برسان ، اى بهار مانده به راه * به آن پرنده كه روزى از اين ديار پريد
بگوى ، دير گذشته است عمر زودگذر * حكايتيست ، ز سنگ و سبوى ، موى سپيد
هزار سال شب آمد ، درى به صبح نخورد * خيال بود كه خورشيد ، از كرانه دميد
چه جاى امن ، در اين ديوسار هرزه فراخ * سوار قصّه به پايانِ تلخِ راه رسيد
به راهِ ابر نشستن ، چو باد بيختن است * « هزار عمر دگر بايد انتظار كشيد » « 8 »
قرارِ بىتو نشستن ، ز بغض كهنه شكست * صداى گريهء دورى ، به رهگذار چكيد
بگو ، بيا و بخوان ، بر شكسته شاخهء شور * اگرچه كس ، گُل پژمردهاى ز باغ ، نچيد
هامش
( 1 ) - پاستاد جليل شهناز ، استاد تار .
( 2 ) - زندهياد امير ناصر افتتاح ، استاد ضرب .
( 3 ) - گلافشان ، از آوازهاى قوامى .
( 4 ) - جوانى ، از آوازهاى قوامى .
( 5 ) - زندهياد استاد لطف اللّه مجد ، استاد تار .
( 6 ) - تصنيف مشهور « تو اى پرى كجايى . . . » از قوامى .
( 7 ) - از آوازهاى قوامى .
( 8 ) - « اين مصراع از هوشنگ ابتهاج است » سايه .