به گونه * به پاى خاست تا دكلمه كند * غزل كوچ برگ را * شاعر * پرندهايست هر لحظه در نشانهء سرخ گلولهاى * لبريز بالهاى تكاپو از شاخه * تا به شاخه * هياهو آواز او ادامهء صبح است * در باغ شبزدهء خفته در سكوت .