تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
( 3 )
بلى اين بندهء افتاده بر خاك * خداوند همه كون و مكانست وصى مصطفى سلطان لولاك * شه مردان امير مؤمنانست على عالى اعلاست نامش * كه باشد جاودانى فيض عامش
( 4 )
همى توفيق خواهد از خداوند * كه تا اسلام را پاينده سازد براندازد بن و بيخ ستم را * جهان را از عدالت زنده سازد كز اول شيوهء وى بوده معلوم * كه باشد خصم ظالم يار مظلوم
( 5 )
پس آنگه خيزد و آهسته پويد * در آن ساعت كه شب از نيمه رفته براى آنكه نشناسند او را * به دستارش سرورو را گرفته زند در آن دل شب حلقه بر در * كند در خانهء بيچارگان سر
( 6 )
يتيمان را چو جان گيرد در آغوش * ز بيماران كند بيمار دارى يكى از كودكان پرسد ز مادر * پدر آمد بگويد مادر ، آرى دَود تا روى دامانش نشيند * پدر را بهتر از نزديك بيند