صوفيان شكمباره و زاهدان ريائى روى گردان بودهام و از رفتارشان انتقاد كردهام . »
خوشدل از سال 1349 به علت ابتلاى به بيمارى قلبى گوشهء عزلت گزيد و جليس بستر بود و سرانجام در سال * * * چشم از جهان فروبست .
خوشدل علاوه بر اينكه شاعرى خوشذوق و توانا بود مردى اجتماعى و خونگرم و خوشمحضر بود و با طبقات مختلف جامعه آميزش داشت و مورد علاقهء مردم بود .
ديوان اشعارش در سال 1364 طبع و منتشر گرديد .
مظهر آزادگى « 1 »
بزرگ فلسفهء نهضت حسين اين است * كه مرگ سرخ به از زندگى ننگين است
حسين مظهر آزادگى و آزادى است * خوشا كسى كه چنينش مرام و آئين است
نه ظلم كن به كسى نى به زير ظلم برو * كه اين مرام حسين است و منطق دين است
همين نه گريه بر آن شاه تشنهلب كافى است * اگرچه گريه به آلام قلب تسكين است
به بين كه مقصد عالى نهضت او چيست * كه درك آن سبب عز و جاه و تمكين است
فراز نى سر وى گر رود نباشد باك * كه سرفرازى طاها و آل ياسين است
اگرچه داغ جوان تلخكام كردش ، گفت * كه مرگ در ره حفظ شرف چه شيرين است
ز خاك مردم آزاده بوى خون آيد * نشان سرورى و راه رهبرى اين است
ز خون سرخ شهيدان كربلا « خوشدل » * دهان غنچه و دامان لاله رنگين است
زندان عشق
شب وصال چو دستم رسد به دامانش * بگويم آنچه كشيدم ز دست هجرانش
حديث درد و غم روزگار هجران را * شب وصال چه گويم كه نيست پايانش
روا بود كه شب وصل را عزيز شمرد * ببايد آنكه گلى چيد از گلستانش
قدش به سرو و رخش را به مه شبيه مكن * شباهتى نه به اين باشد و نه با آنش
هامش
( 1 ) - غزل فوق را در سال 1323 سرود و شهرت زيادى يافت .