تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨

خدا را ؟ !

بگو بدانم : كدام گوشهء اين خاك پاك مانده

نگارا ؟ !

شب از كدام سو مىوزد كه روشنم من و تاريك و از ستاره و غم سرشارم ؟ به‌سوى من چو مىآئى تمام تن تپش و بال مىشوم . چو در تو مىنگرم ، زلال مىشوم . سخن چو مىگوئى ،

آفتاب برمىآيد

و مىپذيرم من كه هيچ زشت و دروغ و دغا نمىپايد ، و مىسرايم ، با نايى از سكوت ، كه مولوى حق داشت هماره عاشق بودن را

هماره بسرايد از تربت فروغ

از تربت فروغ مىآيم ، تاريك . هرگز نديده بودم