پس از تو هركه مىآمد تو بودى * اگرچه هيچكس چون تو نديدم
ها . . .
بهارم را كسى گويى صدا كرد * مرا با خاطرات گُل ، رها كرد
دمِ سرد كه بود آيا ، دمش سرد * كه در آيينهء خورشيد ، ها كرد
دلم مىپرسد از من . . .
دلم مىپُرسد از من ، او نيامد * بهارم كو ، بهارم كو ، نيامد
چه بوى ناخوشى پيچيده در دشت * خزان گُل كرد و از گل ، بو نيامد
پاييز . . .
ز كينه آتشى افروخت پاييز * تمام غنچهها را سوخت پاييز
به جرم خواندن شعر گل سرخ * دهان بلبلان را دوخت پاييز
شب قدر
شب قدر است و در دامان يارم * چو پاييزى در آغوش بهارم
سياهى در سفيدى نقش بندد * چو دستم را به دستش مىسپارم
اينك اين من ، اين اين گُل
برگها عاشقانه مىريزند * لحظهء انتشار پاييز است
مژده ياران جنون من گل كرد * نوبت روزگار پاييز است
مبادا . . .
گلم بر دامنم خوابيده سرمست * كجا بخت اين چنينم يار گردد
تپش بس كن دلا در سينه ، خاموش * مبادا بخت من بيدار گردد