تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
دوباره موسم شادى ، دوباره فصل اميد * دوباره بوى گُل از هر كنار مىآيد بر آبگينهء دل نقشى از شكوفه نشاند * طلايه‌دار هُنر خوش‌نگار مىآيد چه رحمت است خدا را كدام آيه ، چه لطف ؟ * كه در برابر او باغ ، خار مىآيد شب قديمىام از برق تازگيش بسوخت * مگر ستارهء دنباله‌دار مىآيد زمان زير و زبر شد ز يُمن آمدنش * خداى را از كدامين ديار مىآيد بگو بگو دل تنگم ! هرآنچه مىخواهى * كه از حريم حرم پرده‌دار مىآيد غبار محنت « پاييز » گر به تن دار * بيار كآيتى از چشمه‌سار مىآيد دوباره مژده گل مىدهم به مرغ دلم * دلم قرار ندارد كه يار مىآيد

پاييز

روح من در حصار پاييز است * خسته از روزگار پاييز است خانه باغ دلم در اين گلخن * قفسى در حصار پاييز است چشم‌هاى هميشه منتظرم * هرزه گرد غبار پاييز است پرسه در عرصه‌اى چنين دلگير * كار من در كنار پاييز است راوى قصّهء شبانهء من * شهرزاد تبار پاييز است قصّه‌ام قصّه‌اى ز بىدرديست * هستىام تارومار پاييز است تك‌درخت اميد زندگىام * زخمى از سنگسار پاييز است زير شلّاق وحشيانهء باد * پيكرم بىقرار پاييز است پشت من دشتى از شقايق سرخ * همه نقش و نگار پاييز است نفسم قتل عام فرصت‌هاست * عرصهء كارزار پاييز است بر گلوى كبود آن بنگر * غنچه اينك به دار پاييز است برگى افتاده‌ام به خاك سياه * سينه‌ام داغدار پاييز است گور سردم پس از تو در اين باغ * بهترين يادگار پاييز است نوبهارا ، به خانه‌ات برگرد ! * بىتو دل در حصار پاييز است
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 84 | سيد محمد باقر برقعى