دوباره موسم شادى ، دوباره فصل اميد * دوباره بوى گُل از هر كنار مىآيد
بر آبگينهء دل نقشى از شكوفه نشاند * طلايهدار هُنر خوشنگار مىآيد
چه رحمت است خدا را كدام آيه ، چه لطف ؟ * كه در برابر او باغ ، خار مىآيد
شب قديمىام از برق تازگيش بسوخت * مگر ستارهء دنبالهدار مىآيد
زمان زير و زبر شد ز يُمن آمدنش * خداى را از كدامين ديار مىآيد
بگو بگو دل تنگم ! هرآنچه مىخواهى * كه از حريم حرم پردهدار مىآيد
غبار محنت « پاييز » گر به تن دار * بيار كآيتى از چشمهسار مىآيد
دوباره مژده گل مىدهم به مرغ دلم * دلم قرار ندارد كه يار مىآيد
پاييز
روح من در حصار پاييز است * خسته از روزگار پاييز است
خانه باغ دلم در اين گلخن * قفسى در حصار پاييز است
چشمهاى هميشه منتظرم * هرزه گرد غبار پاييز است
پرسه در عرصهاى چنين دلگير * كار من در كنار پاييز است
راوى قصّهء شبانهء من * شهرزاد تبار پاييز است
قصّهام قصّهاى ز بىدرديست * هستىام تارومار پاييز است
تكدرخت اميد زندگىام * زخمى از سنگسار پاييز است
زير شلّاق وحشيانهء باد * پيكرم بىقرار پاييز است
پشت من دشتى از شقايق سرخ * همه نقش و نگار پاييز است
نفسم قتل عام فرصتهاست * عرصهء كارزار پاييز است
بر گلوى كبود آن بنگر * غنچه اينك به دار پاييز است
برگى افتادهام به خاك سياه * سينهام داغدار پاييز است
گور سردم پس از تو در اين باغ * بهترين يادگار پاييز است
نوبهارا ، به خانهات برگرد ! * بىتو دل در حصار پاييز است