تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

رهايى

اى زخم‌خورده يار . . . از سال‌هاى دور ، از فصل‌هاى دوستىِ خنجر و نگاه اى انعكاس زمزمهء رويشى دگر در دشت سروهاى زمينگير اى همدم غريب اى ياور شكيب ، اى آشنا ، . . . با لحظهء كشاكِش باروت و انفجار اينك ، . . . در حيرت شگفتِ هزاران هزار چشم با شعرهاى خود ، اين رازهاى روشنىِ آب و آينه خورشيد را به كار ، . . . در باغ شيشه‌اى غزل تا گل دهد درخت رهايى . . .