تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
وى اعتقاد كامل داشت و مكرّر در اشعارش از او نام مىبرد :
ديده در ظلمت ره آب بقا كى ديدى * خضر ره گر نشدن همّت « حيران » شاهش
و نيز :
خضر راه توست قطب العارفين و واصلين * سيّد صالح شعار و عارف نيكوخصال
استاد پژوهشگر و شاعر گرانقدر ، محمّد على سلطانى ، در مقدّمهء فاضلانه‌اى كه بر كنز العرفان حيران نگاشته است ، چنين مىنويسد : « مريدان به دروازهء اصفهان بر مزار آقا محمّد تقى كرمانى ، ملقّب به مظفّر عليشاه ، براى آقا سيّد صالح خانقاهى باشكوه ساختند و در تاريخ بنا و قداست آن آستان اشعار متنوع پرداختند كه در زمان حيات سيّد ، ايّام سوگوارى خامس آل عبا مراسم اعياد مذهبى در خانقاه برگزار مىشد و پس از وفات ايشان ، فقرا و ارادتمندان در ليالى متبرّكه در شب‌هاى جمعه گرد مىآمدند و به اصطلاح چراغ فقر را روشن و به خواندن اشعار كُردى سيّد مىپرداختند . » از حيران عليشاه مجموعه‌اى از اشعار كُردى و فارسى او به نام « كنز العرفان » به‌جا مانده كه با حروف سربى ، به همّت يكى از مريدانش به نام محمّد حسن خان صارم السّلطنه به چاپ رسيده و در سال 1368 همين مجموعه با خطّ زيباى خانم فريبا مقصودى با خطّى خوش و چاپى زيبا و با مقدّمهء فاضلانه محمّد على سلطانى به زيور طبع آراسته شده است كه شامل اشعار كُردى و فارسى او به شمار مىرود و مرحوم سيّد محمّد صالح در اشعار كُردى « سيّد صالح » و در اشعار فارسى « حيران » تخلّص مىكرده است .

عقدهء دل

وقت آن شد كه دگر بر مه و خور ناز كنم * هركه آيد ز كرم بهر وى اعجاز كنم پرده‌هاى حُجب از روى بصر بردارم * درِ اسرار نهان را به جهان باز كنم هم به فرمان خدا دست قضا بربندم * در بر شاهد معنى سخن آغاز كنم زاهد خشك برون كرده ابا شيخ ريا * مطرب و نايى و نى را همه دمساز كنم