تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
بدان نصيب جهنم نمىشوم هرگز * بدان نصيب جهنم نمىشوم هرگز به جان عشق قسم غير چارده معصوم * به پاى هيچ‌كسى خم نمىشوم هرگز قسم به قلب سپيدت ، سياه‌پوش كسى * به‌جز شهيد محرم نمىشوم هرگز نمى فرات بياور چرا كه من قانع * به سلسيل و به زمزم نمىشوم هرگز در انتهاى غزل من دوباره مىخواهم * فقط براى تو باشم نمىشوم هرگز مدد كنيد كه مشغول ذكرتان باشم * جدا ز خويش شوم تا به فكرتان باشم تو از قساوت قلب جهان خبر دارى * ز درد هرچه بگويم تو بيشتر دارى ستاره ، اشك ، نه خون گريه مىكنى شب و روز * به حال گنبد خاموش سامرا افروز در أن بزرگترين گنبدى كه ويران شد * شبيه روى تو سرداب نيز پنهان شد به پاى شعلهء در آستان جان مىسوخت * تمام عرش خدا سقف آسان مىسوخت دوباره ساميريان دست بر طلا بردند * و باز قلب تمام پيمبران مىسوخت همين‌كه شعلهء آتش رسيد بر گنبد * دل كبود شما نيز هم‌زمان مىسوخت شبيه واقعهء كوچهء بنى هاشم * تمام بال ملائك در آن ميان مىسوخت دوباره كرببلا بود و سيب در آتش * و باز خانهء مردى غريب در آتش ستاره ، اشك ، نه ، خون گريه مىكنى شب و روز * به حال گنبد خاموش سامرا افروز