بدان نصيب جهنم نمىشوم هرگز * بدان نصيب جهنم نمىشوم هرگز
به جان عشق قسم غير چارده معصوم * به پاى هيچكسى خم نمىشوم هرگز
قسم به قلب سپيدت ، سياهپوش كسى * بهجز شهيد محرم نمىشوم هرگز
نمى فرات بياور چرا كه من قانع * به سلسيل و به زمزم نمىشوم هرگز
در انتهاى غزل من دوباره مىخواهم * فقط براى تو باشم نمىشوم هرگز
مدد كنيد كه مشغول ذكرتان باشم * جدا ز خويش شوم تا به فكرتان باشم
تو از قساوت قلب جهان خبر دارى * ز درد هرچه بگويم تو بيشتر دارى
ستاره ، اشك ، نه خون گريه مىكنى شب و روز * به حال گنبد خاموش سامرا افروز
در أن بزرگترين گنبدى كه ويران شد * شبيه روى تو سرداب نيز پنهان شد
به پاى شعلهء در آستان جان مىسوخت * تمام عرش خدا سقف آسان مىسوخت
دوباره ساميريان دست بر طلا بردند * و باز قلب تمام پيمبران مىسوخت
همينكه شعلهء آتش رسيد بر گنبد * دل كبود شما نيز همزمان مىسوخت
شبيه واقعهء كوچهء بنى هاشم * تمام بال ملائك در آن ميان مىسوخت
دوباره كرببلا بود و سيب در آتش * و باز خانهء مردى غريب در آتش
ستاره ، اشك ، نه ، خون گريه مىكنى شب و روز * به حال گنبد خاموش سامرا افروز
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 706
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٧٠٦