كاش آن زمان كه بود ترا سايهء پدر * با من نديده بودم يا او نديده بود
آن روزگار نعمت و اين روزگار غم * بخت سياه ماست چه زودى رسيده بود
* * *
اى شوهر عزيز از آن دوستان يكى * جز كودك يتيم نگيرد سراغ تو
باور نداشتم چو شود دست ما تهى * بينم بجا مراست فقط اشك و داغ تو
* * *
وقتى كسى به بچهء ديگر جفا كند * رو سوى خانه كرده و بابا صدا كند
اى مادر عزيز جفايم اگر كنند * بايد كه را صدا نمود كه دفع بلا كند
* * *
گر من مقصرم كه نيايد پدر بگو * گر نيستم بگو كه نيايد چرا بگو
آخر چرا نموده ز ما قهر مدتى است * گويا ز ما نديده به غير از خطا بگو
* * *
مادر خدا نكرده اگر جاى ديگر است * با من بگو كجاست كه من او بياورم
ترسم كه راه خانه ندانسته از كجاست * جز اين هرآنچه هست نگرديده باورم
* * *
يادم نرفته است كه باباى مهربان * بودى به فكر درس و دبستان و جاى من
از ياد رفته هرچه پدر خواست آنچنان * ديگر مرا نمانده دلى اى خداى من
* * *
هرگز نديده دامن اغيار كودكش * آنكس نشاند طفل يتيمى بدامنش
اين نكته گشته است مسلم براى خلق * هرگونه رنج نزد يتيم است مخزنش
* * *
سن يتيم شاهد اين مدعاى ماست * نبود و را ، پناه و نداند پناه چيست
بىسرپرست چاره نداند گلونه كرد * معنى دهد كه زندگى او حيات نيست