حق با شماست
حق با شماست !
چقدر مرا از تو دور كرده است
تهران !
حالا فقط دلخوشم به پرندههايى كه از شهر تو مىآيند
دلخوش مسافرانى كه با اتوبوس ساعت « 9 » يا « 10 » شب
از شهر تو به تهران مىرسند
اينجا قيافههايى كه اصلا شبيه تو نيستند
هر روز
در امتداد خيابان « جى »
رژه مىروند
مىخواستم كه چشمهاى تو را به خاطر بياورم
ديوارهاى اين شهر . . . امّا
شنيدن صداى تو را حتى
مشكل كردهاند
بگذار اين را فقط ، براى تو بنويسم
- كمى دور تر از دريا و باران -
عروس تازهء مازندران !
حق با شماست !
چقدر مرا از تو دور كرده است ؛
تهران ! . . .
* نامهاى بدون فرستنده