تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
« حشمت در تمامى انجمن‌هاى ادبى ، كه در شيراز تشكيل مىشد ، شركت مستمر داشت و عضو انجمن‌هاى ادب شيراز ( شعبهء انجمن ادبى ايران ) سالار و فارس بود و احترام زيادى داشت . او از عارفان وارسته و صادق به شمار مىرفت و در سلك درويشان صفىعلى شاه نعمت‌اللّهى بود و به ميرزا عبد الكريم منصور على ارادت مىورزيد . دكّانش مجمع شاعران و اهل كمال بود و شاعران جوان اشعار خود را در آنجا مىخواندند و او به تصحيح مىپرداخت . از جمله شاعرانى كه بارها نگارنده در دكّان او ديده است ، عبارت بودند از : پازادگاد ، كاظم پزشكى ، جواد كمپانى ، شعاع ، شيفته ، سرود و فرزند صاحب‌كمالش احمد حشمت‌زاده . حشمت در سرودن انواع شعر استاد بود ، ولى بيشتر قصيده مىگفت . او هرگز زبان را به مدح و قدح كسى نيالوده و زندگى خود را با كدّ يمين و عرق جبين اداره مىكرد و در گفتن اشعار ارتجالى مهارت داشت . » فرصت الدّوله در كتاب « آثار العجم » دربارهء حشمت چنين مىنويسد : « آقا عبد الرّحيم ذوقش سليم به صنعتگرى لوّاف و به سخنورى شعرش صاف . » حشمت از خودنمايى و شهرت گريزان بود ، ازاين‌روى آثارش كمتر در مطبوعات به چاپ مىرسيد و انجمن‌ها خود گاهى اشعارى از او به مجلّه‌ها و روزنامه‌هاى محلّى مىدادند و در زمانى كه مجلّهء ارمغان به مديريت استاد وحيد دستگردى اداره مىشد ، گاهى غزلى از او در آن مجلّه به چشم مىخورد .

در تهنيت ميلاد حجة بن الحسن عليه السّلام

كرد جوان نوبهار ، دهر كهن را * باد بيار است نوعروس چمن را چرخ پى تهنيت به مقدم نوروز * كرد به نسرين نثار عقد پرن را در قدح لاله ابر ريخته ژاله * كرده مرصّع به لعل درّ عدن را باد برافروخت تا كه آتش لاله * ريخت به خاك ، آبرو عقيق يمن را نرگس شهلا گشود ديده چو در باغ * ساخت خجل در فلك سهيل يمن را
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 623 | سيد محمد باقر برقعى