بزن زخم اين مرهم عاشق است * كه بىزخم مردن غم عاشق است
بيار آتش كينه نمرودوار * خليليم ! ما را به آتش سپار
كه پروانه در خلسه طىّ طريق * به پايان برد با دو بال حريق »
*
در اين عرصه با يار بودن خوش است * به رسم شهيدان سرودن خوش است
بيا در خدا خويش را گم كنيم * به رسم شهيدان تكلّم كنيم
مگو سوخت جان من از فرط عشق * خموشيست هان ! اوّلين شرط عشق
*
بيا اوّلين شرط را تن دهيم * بيا تن به از خود گذشتن دهيم
ببين لالههايى كه در باغ ماست * خموشند و فريادشان تا خداست
چو فرياد با خلق جان مىكشند * تن از خاك تا لامكان مىكشند
سزد عاشقان را در اين روزگار * سكوتى از اينگونه فريادوار
بيا با گل لاله بيعت كنيم * كه آلالهها را حمايت كنيم
حمايت ز گلها گل افشاندن است * همآواز با باغبان خواندن است
ناى نينوا
مىروم مادر ! كه اينك كربلا مىخواندم * از ديار دوست ، يار آشنا مىخواندم
مهلت چون و چرايى نيست مادر ؛ الوداع * زان كه آن جانانه بىچون و چرا مىخواندم
واى من ! گر در طريق عشق كوتاهى كنم * خاصه وقتى يار با بانگ رسا مىخواندم
مىروم آنجا كه مشتاقانه با حلقوم خون * جاودان تاريخساز كربلا مىخواندم
ذو الجناح رزم را گاه سحر زين مىكنم * مىروم آنجا كه ناى نينوا مىخواندم
غزل سرخ
هلا ! پاسداران آيين سرخ * سواران شوريده ، بر زين سرخ