تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
بزن زخم اين مرهم عاشق است * كه بىزخم مردن غم عاشق است بيار آتش كينه نمرودوار * خليليم ! ما را به آتش سپار كه پروانه در خلسه طىّ طريق * به پايان برد با دو بال حريق »
*
در اين عرصه با يار بودن خوش است * به رسم شهيدان سرودن خوش است بيا در خدا خويش را گم كنيم * به رسم شهيدان تكلّم كنيم مگو سوخت جان من از فرط عشق * خموشيست هان ! اوّلين شرط عشق
*
بيا اوّلين شرط را تن دهيم * بيا تن به از خود گذشتن دهيم ببين لاله‌هايى كه در باغ ماست * خموشند و فريادشان تا خداست چو فرياد با خلق جان مىكشند * تن از خاك تا لامكان مىكشند سزد عاشقان را در اين روزگار * سكوتى از اين‌گونه فريادوار بيا با گل لاله بيعت كنيم * كه آلاله‌ها را حمايت كنيم حمايت ز گل‌ها گل افشاندن است * هم‌آواز با باغبان خواندن است

ناى نينوا

مىروم مادر ! كه اينك كربلا مىخواندم * از ديار دوست ، يار آشنا مىخواندم مهلت چون و چرايى نيست مادر ؛ الوداع * زان كه آن جانانه بىچون و چرا مىخواندم واى من ! گر در طريق عشق كوتاهى كنم * خاصه وقتى يار با بانگ رسا مىخواندم مىروم آنجا كه مشتاقانه با حلقوم خون * جاودان تاريخ‌ساز كربلا مىخواندم ذو الجناح رزم را گاه سحر زين مىكنم * مىروم آنجا كه ناى نينوا مىخواندم

غزل سرخ

هلا ! پاسداران آيين سرخ * سواران شوريده ، بر زين سرخ
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 603 | سيد محمد باقر برقعى