تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩

درد آوازها

( 1 )
زمين را از عدالت پاك كردند * گريبانِ فلك را چاك كردند ز چشمان خدا هم اشك مىريخت * بميرم ، مرتضى را خاك كردند !
( 2 )
على را ، هركه ، از انسان بگيرد * الهى ، درد بىدرمان بگيرد ! مگر پايان گرفته غيرت عشق * كه كارِ مرتضى پايان بگيرد ؟ !
( 3 )
قلم تا نيمه‌هاى راه آمد * علىّگويان كنارِ چاه آمد به قدر يك دوبيتى آه برداشت * ز شرحِ ما وَقَع كوتاه آمد !

خانه به دوش

دريا دريا ، پياله‌نوش است دلم * همسايهء پير مىفروش است دلم توفان توفان ، از اين ميان مىگذرد * دنيا دنيا ، خانه به دوش است دلم

هندسهء عشق

در حادثهء عشق ، زمين‌گير شدم * با علم ، هزار بار ، تحقير شدم از هندسهء عشق ، عبورم دادند * از هرچه ، به غير عاشقى ، سير شدم !

دوبيتىهاى دلتنگى

دلِ شب را نشاى نور مىزد * قدم در هاىهاى دور مىزد اگر يك‌لحظه از غم دور مىشد * دلِ دريايى او شور مىزد
[ * ]
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 599 | سيد محمد باقر برقعى