تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥

گرد آهى بر دامان غريب هشتم طراوت سرخ

ماجراى نگاه تو ، چه نكرد ! * كبرياى نگاه تو ، چه نكرد ! سبزهء غربت و طراوت سرخ * روستاى نگاه تو ، چه نكرد ! گلّهء آهوان ، به صحن و حرم * لابه‌لاى نگاهِ تو ، چه نكرد ! دل كه مىخواست جان دهد آن روز * زير پاى نگاه تو ، چه نكرد ! عاشقى ، خونبهاى غربت توست * خونبهاى نگاه تو ، چه نكرد ! سرخ در سرخ ، لاله‌هاى غريب * كربلاى نگاه تو ، چه نكرد ! من نمىخواستم ز خود بروم * اقتضاى نگاه تو ، چه نكرد ! جام لبريز از نگاه رضا * با رضاى نگاه تو ، چه نكرد !

جرعهء بغض

گرچه ، رفتار دل ، نهانى بود * چشمِ لبريز تو ، عيانى بود حرفِ سربسته داشت چشمانت * جرعهء بغض ، استخوانى بود تو مگر روى زرد مىديدى * كه نگاه تو ، زعفرانى بود ؟ ! خاطر آسمان ، تَرَك مىخورد * افق اشك ، ارغوانى بود چشمِ بارانى تو را ديدم * كه الفباى بىزبانى بود عشق را ، سربريده ، مىبردند * بزمِ تقدير ، خيزرانى بود جاى چشمانِ سبزِ تو ، خالى : * هرچه ديديم ، لن‌ترانى بود !

خونخواهى آب

جاده و اسب ، مهيّاست بيا تا برويم * كربلا ، منتظر ماست ؛ بيا تا برويم ايستاده‌ست ، به تفسير قيامت ، زينب * آن‌سوى واقعه ، پيداست ؛ بيا تا برويم
*