مادر
اگر بستند بر من دفتر عشق * اگر در خواب شد نيلوفر عشق
به لالاى محبّت ، نازنينم ! * تو مىخوابانىام در بستر عشق
مهتاب
چو آن آتش كه در خرمن نشيند * شب و اندوه هم با من نشيند
به هر اشكى كه از چشمانم آيد * مرا مهتاب در دامن نشيند
غزل ترانه
نسيم ، دست نوازشگر تو را دزديد
بنفشه ، عطر تنت را
ستاره ، روشنِ چشمان مهربانت را
سپيده ، آفتاب دلت را . . .
غزل ، كلام تو را برد
ترانه ، زنگ صدايت را .
و من هنوز ، در انديشهام كه آيا باز ،
تو را كه در همهء خوبها و خوبىها
چو آب ، در جريانى
دوباره خواهم يافت ؟
دوباره خواهم داشت ؟