تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
ديدگان منتظر و خستهء خواب ، به اميد سحر تابانى . * واى اگر قطع شود ، برق اميد . و نبارد بارانِ محبّت به ديار ! خاك خشك دل ما مىتركد ، و نخواهد روييد ، دانه‌اى از بر خاك ، سبزه‌اى از دل پاك ، چه به‌جا خواهد تافت ، برق روشنگر سيماى طلايى اميد ، كه شكافد دلِ تاريكى و تنهايى را . . . شايدم ، صبح فردا آرد و خورشيد و بهار !