تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
و انجمن ادبى اميركبير و انجمن ادبى سخنوران و چند انجمن ديگر عضويت دارم » . حامد قصد دارد دومين مجموعه شعر خود را بنام « غايتى پشت كوچه‌هاى حضور » در مورد مهدويت و انتظار همراه ديگر اشعار مذهبى خود طبع و نشر كند . حامد شاعرى خوش‌قريحه و بااستعداد و جوانى پراحساس و دوست‌داشتنى است از انواع شعر قالب غزل را برگزيده و در شعر نو گاهى تفنن مىكند .

در حريم كبريا

دوباره سر نهاده‌ام ، به خاك آستانه‌ات * به نيمه‌شب گرفت دل ، پشت حرم بهانه‌ات گناهكار و عاصىام ، فقط تو مىشناسىام * چه روسياه آمدم ، ز كرده‌ها به خانه‌ات به‌سوى كعبه مىروم ، سپيدپوش و مُحرمم * عنايتم كنى مگر ، ز لطف بىكرانه‌ات اگر اجابتم كنى ، طواف خانه مىكنم * چه گريه‌ها كه كرده‌ام ، به اتّكاى شانه‌ات دلم درون سينه‌ام ، خدا خدا خدا كند * كه از كرم نظر كنى ، مرغ اسير دانه‌ات ميان مروه و صفا ، سعى كنم صفا كنم * تا كه بيابم عاقبت ، ز كبريا نشانه‌ات در عرفات واقفم ، گم شده‌ام كجا روم * دست من و عطاى تو ، مرا بخوان به خانه‌ات به يُمن مَشعر و مِنى ، شعور داده‌اى مرا * گذشته‌ام ز ماسِوا ، كنون شدم روانه‌ات سنگ زدم به كينه‌ها ، به رنگها و حيله‌ها * كه پشت كرده بر همه ، دلم به پشتوانه‌ات دل از همه بريده‌ام ، پردهء غم دريده‌ام * شعله به جان كشيده‌ام ، از شَرَر زبانه‌ات بنده منم خدا تويى ، درد مرا دوا تويى * سخى تويى گدا منم ، بر در اين خزانه‌ات

صورت ماه تو

من هرچه مىكشم ز نگاه تو مىكشم * از خنده‌هاى گاه‌گاه تو مىكشم اين خون كه مىخورم همه تاوان عاشقى است * بر دوش خسته بار گناه تو مىكشم بر بوم ديده با قلم سرخ عاشقى * تصويرى از دو چشم سياه تو مىكشم امشب به پشت‌بام دلم ايستاده‌ام * نقشى براى صورت ماه تو مىكشم