تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
شورش كجا ، سازش كجا ، دريا كجا و ما كجا * بُعد مسافت اين دو را دشت است تا كهسارها « در اين مغاك بسته در خورشيد كى دارد گذر » « 1 » * عصيان سيلابى مگر تا بشكند ديوارها

شب انتظار

دل در شب انتظارت اى دوست ، نشست * چون ديد نيامدى ، ز اندوه شكست ديگر نفرست نامه « كى مىآيم » * آن رشته كه ما را به تو مىبست گسست

به خيّام

اى مرد رباعى ، سخنت شيرين باد * از شعر تو ديوان هنر ، رنگين باد آن‌كس كه تو را آب گل‌آلود شمرد * در حسرت طبع روشنت ، غمگين باد
هامش
( 1 ) - از سيمين بهبهانى .