تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
حامد شاعرى خوش‌قريحه و تواناست و ضمن اينكه شعرش از روانى و سلاست برخوردار است ، مضامين تازه را با زبانى رسا و دلنشين برشته نظم مىكشد و قالب غزل را بر ديگر انواع شعر ترجيح مىدهد .

برگرديم

شب و بيراهه و سرماست ، بيا برگرديم * رقص دندان تو پيداست ، بيا برگرديم ماه پنهان و زمين خيس و هوا توفانيست * وقت رفتن نه كه حالاست ، بيا برگرديم زوزهء باد به آهنگ حزين مىگويد * از همين راه خطا ، راست بيا برگرديم وحشت اين سفر انداخته از پام ، بايست * زندگى مثل تو زيباست ، بيا برگرديم ترسم از نم‌نم باران نوازشگر ، نيست * بغضم آبستن درياست ، بيا برگرديم جشن باز آمدن توست كه مىخواندمان * پشت سر هلهله برپاست ، بيا برگرديم كلبهء گرم تو متروك ، نخواهد ماندن * خاطراتم همه آنجاست ، بيا برگرديم سخن آخر « حامد » چه لطيف است ببين : * دست عشق است كه با ماست ، بيا برگرديم

تشنهء عشق

از اين وحشت‌سرا راه فرارى نيست ، باور كن * زمستان چهار فصلى شد ، بهارى نيست ، باور كن تگرگ فتنه با مشت گره‌كرده به در كوبد * و از فرياد بىرحمش ، قرارى نيست ، باور كن به‌سان يخ ، گلويم را فشرده بغض خاموشم * در اين سرماى ظلم‌آيين ، شرارى نيست ، باور كن دگر چشمى نمىپايد درون كوچه را اينك * همه سردرگريبان ، انتظارى نيست ، باور كن ازاين‌پس ، كودكان ، خورشيد را افسانه پندارند * به ذهن خامشان جز شام تارى نيست ، باور كن وجودم تشنهء عشق است در بالين تنهايى * شرابى ، بوسه‌اى ، شعرى ، سه‌تارى نيست ، باور كن « مسيحاى من ! اى ترساى پير پيرهن‌چركين * سلامم را تو پاسخ‌گو » « 1 » كه يارى نيست ، باور كن
هامش
( 1 ) - از اخوان ثالث .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 543 | سيد محمد باقر برقعى