به اميد ظهور
عمريست نشستيم به اميد ظهورش * چشم دوجهان باد منوّر بحضورش
تا عرش خدا گشته شكوفا گل نرگس * از سامره هم شعله كشد پرتو نورش
سالار ظهور آمده از بركهء خورشيد * سرمستى بلبل بود از تاك شعورش
همرنگ رُخش گل به گلستان ارم نيست * روشن شده از جلوهء آن صحن و قصورش
ساقى به طربخانه رسد با سبدى نور * از مشرق اقليم عطشناك عبورش
گلبانگ سكوتش شكند تيرگى شب * فرياد أنا الحق رسد از وادى طورش
آمد به تن يخزدهء پنجره احساس * از كوچهء چشمان غزل نوش صبورش
يا رب نظرى مهر پس پرده برآيد * « حامد » غزلى سبز برد بلكه حضورش
شوق شكفتن
تا پاى على رفته فرا دوش محمد صلّى اللّه عليه و آله * گلدانِ تنش گشته عطشنوش محمد
دل پنجرهاى رو بافقهاى طلائى * گر مهر زند سر ز بناگوش محمد
از شوق شكفتن شد پر دشت شقايق * چون بوى خدا گشته هماغوش محمد
در باغ بلوغى كه عطشناك نگارست * نرگس نگران خسته و مدهوش محمد
از بركهء خورشيد نجوشد ازلىتر * جامى ز ميستان پر از جوش محمد
با پيچك تكبير صبا رفته به آفاق * پژواك صدا طبع غزلنوش محمد
چون غنچهء گل وا شده در باغ هدايت * لبهاى گهرريز صدفپوش محمد
« حامد » ز طرب گشته چو نيلوفر آبى * در ساحل درياى خطاپوش محمد
پرتو مهر
هركه شود عاشقم در بدرش مىكنم * با شررى آشنا شعلهورش مىكنم
شعله به جانش زنم تا دهد از آب و گل * اخگر سوزندهاى همسفرش مىكنم
خرقهء زهد و ريا هركه ز تن بركند * كوت آزادگى زيب برش مىكنم