تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
امروز من به جنگ هوس مىروم به شوق * تا پا نهم به راه حقيقت به صد اميد گر مُشكلى به كار من افتد مرا چه غم * پايان شام تيره بود عاقبت سپيد
*
امشب در آسمان دل‌انگيز آرزو * بس نغمه مىسرايم و پرواز مىكنم با عزم آهنين و به سرپنجهء اميد * فردا گره ز مشكل خود باز مىكنم

نغمهء اميد

در زواياى قلب خفتهء من * اى بسا رازها كه پنهان است تارهاى گُسستهء دل من * از جفاى زمانه لرزان است
*
بر ديار وجود من اينك * جُغد اندوه سايه افكنده‌ست تندباد زمانه بر سر من * گرد حرمان و غم پراكنده‌ست
*
حاليا همچو شمع كم‌نورى * زار و لرزان و اشك‌ريزانم دست اهريمن زمانه كنون * سخت بگرفته است دامانم
*
نوبهاران عشق و شادى من * وه ! چه با سرعت و شتاب گذشت اى دريغا ! كه كاروان شباب * همچو موجى ز روى آب گذشت
*
دفتر خاطرات من اينك * دل افسردهء فكار من است ياد آن روزهاى عشق و نشاط * درد دل شام تيره يار من است
*
شعر من ! اى اميد زندگىام * پاره كن پردهء سياهى را محو بنما ز لوح خاطر من * نقش نوميدى و تباهى را . . .