ساختار دستورى گويش كازرون ) .
اينك چند نمونه از شعر كلاسيك و نو او :
نصيب تلخ
لب تهى از خنده ، دل پردرد * تا ندانند از چه مىسوزم
در فروبستم ، دريغا غم * شد چراغ مجلسافروزم
*
پاره پاره رشتههاى اشك * سينهريز لحظههايم گشت
عقدهها در سينهام جوشيد * دردم امّا بر زبان نگذشت
*
دشت غم را آهويى مانم * زخمدار و لنگ و بىهمپا
بىاميد و خسته و تنها * مىروم در خلوت صحرا
*
كاشكى با كس نبودى بخت * گر نصيب اين است و بخت اين است
تلخ ، تلخ آنسان كه پندارى * شوكران باغ نفرين است
*
عاقبت ترسم كه بشكافد * سينهء پردردم از اندوه
خود چه پندارى مرا اى غم * شوربختى ، سوتهدل ، يا كوه ؟
*
ترانههاى محلّى
بشى گندم ، بشم مو خوشهچينت * بشى آهو ، بشينم در كمينت
بشى كفتر ، لب بونم نشينى * بشم قربون بال نازنينت
* * *