تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
آنگاه گامى به ره دوست زند جيروديست * دلش آئينه‌ى عشق است و پر از مهر و صفاست

استخاره

نيّتى و الحمدى ، استخاره مىگيرد * « نه » جواب مىآيد ، او دوباره مىگيرد بازهم همان نيّت ، بازهم همان پاسخ * استخاره را اين‌بار ، با اشاره مىگيرد نه ، جواب ديرينه است در مسير پرسيدن * در به روى بسته است ، راه چاره مىگيرد كوه مىشود اين « نه » ، مثل غول بدهيبت * ديگر از كنارش هم ، دل كناره مىگيرد شب كه مىشود تنها ، مىرود به كنجى دنج * و نشان بختش را از ستاره مىگيرد چشمكى به‌سويش زد ، با تبسمى شيرين * شاد مىشود چشمش ، جشنواره مىگيرد نه و آرى هركس در مسير تقدير است * يك نفر زمانى نه ، گاه آره مىگيرد با وجود اين باور در سرشت او جارى است * مىنشيند و با عشق استخاره مىگيرد