شكسته شيشه صبرم به سنگ مى ساقى * روم به ميكده از خُم مى حواله بده
هميشه نيست بهار مى و خُم اندر جوش * كنون كه هست تو را مى به رنگ لاله بده
ز شوق جام تو گُل خنده مىزند در باغ * بگير ساغر و بر عارضم تو ژاله بده
شراب كهنه شفابخش دل بود ، برخيز ! * ز دست ساقى كوثر ، مى دوساله بده
حرام نيست به فتواى پير ما مى ناب * جواب زاهد خودبين بر اين رساله بده
طلوع جام تو عرش خدا كند روشن * چو ماه شب به رُخ مىكشان تو هاله بده
درون دفتر ميخانه ثبت نامم كن * سپس به دست من آن حكم سرمقاله بده
چو نى شكسته دلم دست مطرب اى ساقى * به جرعهء دگرم شور بانگ ناله بده
خريدهاى اگر از من وجود هستى را * به نيمجرعه بيا پس نشان قباله بده
غلام درگه ميخانه بوده اجدادم * نشان بندهنوازى بر اين سلاله بده
براى ساختن اركان نظم ، اين « جيحون » * ز نام خواجهء قنبر مرا نواله بده
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 500
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٥٠٠