تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
اى به ملك ما خلق سرچشمه آب حيات * اى به تشخيص ثباتت عقل هر گوينده مات پايهء كاخ تو را عزّت تكامل ريخته * خاتميّت لايق شأن و مقامت ديده حقّ در دل قرآن تويى شالودهء ربّ الفلق * از تو شد پيدايش مُلك و مكان و ما سبق بهر آن تا عارض روى تو تابد بر شفق * صبح صادق از كَفش صبر و تامل ريخته جز تو مخلوقى به خالق ايدهء كردار كيست ؟ * بر خداى عالم‌آرا دلبر و دلدار كيست ؟ ذات پاك ايزدى را جلوهء آثار كيست ؟ * فخر كرّمنا به ذات حضرت دادار كيست ؟ زير پاى تو فلك چون پايهء پل ريخته * بر شناساى رُخت عقل بشر لنگ است لنگ عالم هستى به حقّ حقّ ، تو را تنگ است تنگ * مردم انكار رويت پاى بر سنگ است سنگ جوهر خلقت تو هستى عالمى رنگ است رنگ * زين جهت رفعت تو را پاى تفضّل ريخته دل ز جبريل امين برده نگاه خوش‌نگاهت * در رواق عرش اعلا عارض بهتر ز ماهت كيست آن‌كس را كه نايد چون دل ما در پناهت * اى فداى ديده انداز نگاه گاه‌گاهت كين همه سر غمزه از بهر تكامل ريخته * كى شود بر ما نظر اى مظهر بىچون كنى از مى حبّ وصالت روى ما گلگون كنى * حبّ دنيا را ز قلب امّتت بيرون كنى پاك از گرد تعلّق خاطر « جيحون » كنى * كز براى تو به نظم خود توسّل ريخته

در مدح امام زمان ( عج )

اى ز رنگ چهره‌ات پير طبيعت لاله‌چين * وى ز گلبرگ رُخت خندان جمال ماء و تين آهوى چشمان مستت را ختن آيين‌گزار * عنبرين زلفان مشكينت صبا را نافه‌چين پرده‌دار حسن رويت ، يوسف گل‌پيرهن * جلوه‌آراى جمالت ، ذات ربّ العالمين جان‌نثار مقدمت ، موساى عمران در مقام * بندهء خدمتگزارت ، عيسىِ گردون‌نشين شهپر اقبال آدم زير پايت فرش خاك * تاج كرّمنا سرت را افتخار اوّلين