اى به ملك ما خلق سرچشمه آب حيات * اى به تشخيص ثباتت عقل هر گوينده مات
پايهء كاخ تو را عزّت تكامل ريخته * خاتميّت لايق شأن و مقامت ديده حقّ
در دل قرآن تويى شالودهء ربّ الفلق * از تو شد پيدايش مُلك و مكان و ما سبق
بهر آن تا عارض روى تو تابد بر شفق * صبح صادق از كَفش صبر و تامل ريخته
جز تو مخلوقى به خالق ايدهء كردار كيست ؟ * بر خداى عالمآرا دلبر و دلدار كيست ؟
ذات پاك ايزدى را جلوهء آثار كيست ؟ * فخر كرّمنا به ذات حضرت دادار كيست ؟
زير پاى تو فلك چون پايهء پل ريخته * بر شناساى رُخت عقل بشر لنگ است لنگ
عالم هستى به حقّ حقّ ، تو را تنگ است تنگ * مردم انكار رويت پاى بر سنگ است سنگ
جوهر خلقت تو هستى عالمى رنگ است رنگ * زين جهت رفعت تو را پاى تفضّل ريخته
دل ز جبريل امين برده نگاه خوشنگاهت * در رواق عرش اعلا عارض بهتر ز ماهت
كيست آنكس را كه نايد چون دل ما در پناهت * اى فداى ديده انداز نگاه گاهگاهت
كين همه سر غمزه از بهر تكامل ريخته * كى شود بر ما نظر اى مظهر بىچون كنى
از مى حبّ وصالت روى ما گلگون كنى * حبّ دنيا را ز قلب امّتت بيرون كنى
پاك از گرد تعلّق خاطر « جيحون » كنى * كز براى تو به نظم خود توسّل ريخته
در مدح امام زمان ( عج )
اى ز رنگ چهرهات پير طبيعت لالهچين * وى ز گلبرگ رُخت خندان جمال ماء و تين
آهوى چشمان مستت را ختن آيينگزار * عنبرين زلفان مشكينت صبا را نافهچين
پردهدار حسن رويت ، يوسف گلپيرهن * جلوهآراى جمالت ، ذات ربّ العالمين
جاننثار مقدمت ، موساى عمران در مقام * بندهء خدمتگزارت ، عيسىِ گردوننشين
شهپر اقبال آدم زير پايت فرش خاك * تاج كرّمنا سرت را افتخار اوّلين