دل بيدار كجا
دل شوريده كجا ، طبيب و بيمار كجا * چارهء هجر كجا ، باد صبا ، يار كجا
خم و خمخانه كجا ، ساقى خمار كجا * غمزهء مست كجا يك دل بيدار كجا
صبر كو هست كجا چشم گهربار كجا * مژدهء وصل كجا آن گل گلزار كجا
سحر و صبح كجا ، باد سبكبار كجا * گل و غنچه ز كجا بلبل اسرار كجا
بت و بتخانه كجا مردم هشيار كجا * نالهء نى به كجا دلبر عيار كجا
اى « جواهر » تو كجا و قلمت هست كجا * شعر و اشعار كجا دفتر و گفتار كجا
گل خندان
آمد از ره دامن گل در كف و مدهوش و مست * تا بديدم چهرهء گل ، رشتهء جانم گسست
سينهاش لرزان گلش خندان ، فكندش سوى من * آمد آن سرو خرامان نزد من پيمان ببست
گفتمش روزم نگر چون گيسوانت تيره شد * دل گرفت از من گرو آن شيشهء صبرم شكست
شمع جانم بر طواف كوى او پروانهوار * تا سحر آمد برفت هم جان و آرامم ز دست
چون بديدم سر به پا ثابتقدم در راه عشق * دين و دل دادم به پايش تا شدم يكتاپرست
اى « جواهر » اين گل خندان دو روزى بيش نيست * اين دوروزه عمر و افغان باغبانت در ببست