تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
تو اى ستاره‌ى عاشق بگو كه كى مىرويى ؟ ! * كنار پنجره‌ى آبى كدام سه‌شنبه ؟ ! فرشته‌اى كه در آن‌سوى خط نشسته خيالى است * چه تلخ مىشود از آخر اين كلام ، سه‌شنبه !

بازهم سيب نگاهى

بعد از آن سيب من آدم شده‌ام . مىدانى ؟ ! * با خيالات تو همدم شده‌ام مىدانى ؟ ! تشنه‌ى خاطره‌انگيزترين بارانم * تشنه‌ى اشك چو شبنم شده‌ام مىدانى ؟ ! اى سحر پشت شب پنجره‌هامان گل كن ! * بىتو مثل شب عالم شده‌ام مىدانى ؟ ! بىتو از هرچه بهار است دلم مىگيرد * اى تو عطر گل مريم شده‌ام ، ! مىدانى ؟ ! بازهم سيب نگاهى به تعارف بنشين ! * به خدا باز من آدم شده‌ام مىدانى ؟ !

فداى چشمانت

فداى چشمانت دلى زلال امشب ! * مرا نمىدزدى تو اى خيال امشب ؟ ! چقدر تاريكى مچاله‌ام كرده‌ست * بيا تمامم كن از اين زوال امشب شكسته بالى در حوالى آهم * بيا برويانم دوباره بال امشب بيا بخوانم باز به آسمانى راز * كه با تو آغازم همان محال امشب تويى كه ناممكن‌ترين پرستويى * بهار را بنويس به خط بال امشب برايت آزادى ترانه مىخوانم * اگرچه مىخواهد زمانه لال امشب

مگر دو چشم آبىات ! . . .

در آسمان ساده‌ى هميشه دلنشين مرد * ستاره مرد و تيغ شب نشست در كمين مرد دوباره مرد آسمان گرفت نيزه‌اى به دست * كه تا هميشه بشكند شكوه اسب و زين مرد ببين ! به زير پنجه‌هاى خونى و ستبر عشق * چگونه خرد مىشود غرور آهنين مرد ! ببين ! چگونه مىدرخشد از پس حصار شب * در اين سكوت ديده‌ى ستاره‌آفرين مرد ! كسى نيامد از وراى ساليان انتظار * كه گرد و خاك بىكسى برو بد از جبين مرد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 439 | سيد محمد باقر برقعى