تو اى ستارهى عاشق بگو كه كى مىرويى ؟ ! * كنار پنجرهى آبى كدام سهشنبه ؟ !
فرشتهاى كه در آنسوى خط نشسته خيالى است * چه تلخ مىشود از آخر اين كلام ، سهشنبه !
بازهم سيب نگاهى
بعد از آن سيب من آدم شدهام . مىدانى ؟ ! * با خيالات تو همدم شدهام مىدانى ؟ !
تشنهى خاطرهانگيزترين بارانم * تشنهى اشك چو شبنم شدهام مىدانى ؟ !
اى سحر پشت شب پنجرههامان گل كن ! * بىتو مثل شب عالم شدهام مىدانى ؟ !
بىتو از هرچه بهار است دلم مىگيرد * اى تو عطر گل مريم شدهام ، ! مىدانى ؟ !
بازهم سيب نگاهى به تعارف بنشين ! * به خدا باز من آدم شدهام مىدانى ؟ !
فداى چشمانت
فداى چشمانت دلى زلال امشب ! * مرا نمىدزدى تو اى خيال امشب ؟ !
چقدر تاريكى مچالهام كردهست * بيا تمامم كن از اين زوال امشب
شكسته بالى در حوالى آهم * بيا برويانم دوباره بال امشب
بيا بخوانم باز به آسمانى راز * كه با تو آغازم همان محال امشب
تويى كه ناممكنترين پرستويى * بهار را بنويس به خط بال امشب
برايت آزادى ترانه مىخوانم * اگرچه مىخواهد زمانه لال امشب
مگر دو چشم آبىات ! . . .
در آسمان سادهى هميشه دلنشين مرد * ستاره مرد و تيغ شب نشست در كمين مرد
دوباره مرد آسمان گرفت نيزهاى به دست * كه تا هميشه بشكند شكوه اسب و زين مرد
ببين ! به زير پنجههاى خونى و ستبر عشق * چگونه خرد مىشود غرور آهنين مرد !
ببين ! چگونه مىدرخشد از پس حصار شب * در اين سكوت ديدهى ستارهآفرين مرد !
كسى نيامد از وراى ساليان انتظار * كه گرد و خاك بىكسى برو بد از جبين مرد