تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
آهنگرنژاد علاوه بر شغل معلّمى از سال 1375 وارد عرصهء روزنامه‌نگارى شده و اكنون نيز به عنوان مدير مسئول و صاحب امتياز هفته‌نامه صداى آزادى در خدمت مطبوعات و اهل‌قلم است .

ماهيان

خاطراتى كه پر از چلچله و آوازند * از تو تا شام ابد با دل من دمسازند مال اين است كه سبزم - گل من ! اينانند * بر درخت نگهم برگ و برى مىسازند مىوزند از لب درياى خيالات دلت * شاپركهاى قشنگى كه پر از پروازند مىوزند از پس كوهى كه بهارى آنجاست * اين همه ياس سپيدى كه مرا همرازند سازها ، چلچله‌ها با همه‌ى گنجشكان * به هوادارى چشمان گلت مىنازند در دل حوضچه‌ى سبز حياتم ديريست * ماهيان دل به دو چشم سيهت مىبازند ماهيان اهل همين سادگى امروزند * ماهيان با غزل آبى تو مىسازند

جهان شب بود و . . .

جهان شب بود و كوهستان به شيطان اقتدا مىكرد * و عفريت سياه مرگ در هر حجره جا مىكرد زمان در چنگ كژدم‌هاى شوم آهنگ جان مىداد * پليدى پادشاهى بر زمين را ادعا مىكرد فلك با خنجرى خونين سر آتش‌نژادان را * به جرم بىگنه بودن ز تن‌هاشان جدا مىكرد و ابر ، اين تيره‌ى پردرد بغض‌آلود هر ساعت * پلنگين اژدهايش را به بام ده رها مىكرد چنان بازار مكر و خودنمايى گرم مىگرديد * كه حتى كاشى بىجان مسجد هم ريا مىكرد