تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
هركجا پاى نهادى ، اثرى نيكو داشت * افتخاريست كه چون خاك ره پاى توام عندليب چمن از حُسن تو آوايى داشت * گفتم او را كه در اين‌باره هم آواى توام داده‌ام دين و دل از كف همه اندر ره تو * من نه گبر و نه مسلمان و نه ترساى توام با دل خويش به جنگ و به ستيزم كه چرا * اين همه عاشق و دلدادهء رسواى توام هر زمان ماه من ! از كوچهء ما مىگذرى * خبرت نيست چسان غرق تماشاى توام آخر ماه صيام است و همه در پى ماه * من به صد شوق پى ديدن سيماى توام لطف تو شامل احوال « جلال » است امروز * من در انديشهء بىمهرى فرداى توام

به ياد موطن عزيزم ، سركان

ياد ايّامى كه ما هم سازمانى داشتيم * در ميان مردم « سركان » مكانى داشتيم منزل ما درب مسجد بود زين رو دايما * ذكر حقّ در گوش خود صبح و شبانى داشتيم خانهء ما محفل اهل ادب بود و كمال * دوستانى عارف و هم نكته‌دانى داشتيم نيست هرگز خاطرم آن خانه را خالى زد دوست * ميزبان بوديم و دايم ميهمانى داشتيم چون پدر رخت از جهان پرفُتن بربست و رفت * كى دگر غم‌خوارهء روشن روانى داشتيم پنج فرزند ذكورش هريكى راهى گرفت * زان جدايى ، جملگى رنج كلانى داشتيم گردش آفاق كرد و سير عالم را « جلال » * ليك « سركان » را به خاطر همچو جانى داشتيم

به مناسبت ميلاد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و امام جعفر صادق عليه السّلام و هفتهء وحدت مسلمين ميلاد نور

شب ميلاد ماه است و ستاره * شبى كه در جهان همتا نداره شب باريدن نور است امشب * شب رقصيدن حور است امشب شب ميلاد مسعود محمّد صلّى اللّه عليه و آله * كه باشد بانى دينى مشيّد شب ميلاد ختم المرسلين است * سرور و جشن مردم بهر اين است