هركجا پاى نهادى ، اثرى نيكو داشت * افتخاريست كه چون خاك ره پاى توام
عندليب چمن از حُسن تو آوايى داشت * گفتم او را كه در اينباره هم آواى توام
دادهام دين و دل از كف همه اندر ره تو * من نه گبر و نه مسلمان و نه ترساى توام
با دل خويش به جنگ و به ستيزم كه چرا * اين همه عاشق و دلدادهء رسواى توام
هر زمان ماه من ! از كوچهء ما مىگذرى * خبرت نيست چسان غرق تماشاى توام
آخر ماه صيام است و همه در پى ماه * من به صد شوق پى ديدن سيماى توام
لطف تو شامل احوال « جلال » است امروز * من در انديشهء بىمهرى فرداى توام
به ياد موطن عزيزم ، سركان
ياد ايّامى كه ما هم سازمانى داشتيم * در ميان مردم « سركان » مكانى داشتيم
منزل ما درب مسجد بود زين رو دايما * ذكر حقّ در گوش خود صبح و شبانى داشتيم
خانهء ما محفل اهل ادب بود و كمال * دوستانى عارف و هم نكتهدانى داشتيم
نيست هرگز خاطرم آن خانه را خالى زد دوست * ميزبان بوديم و دايم ميهمانى داشتيم
چون پدر رخت از جهان پرفُتن بربست و رفت * كى دگر غمخوارهء روشن روانى داشتيم
پنج فرزند ذكورش هريكى راهى گرفت * زان جدايى ، جملگى رنج كلانى داشتيم
گردش آفاق كرد و سير عالم را « جلال » * ليك « سركان » را به خاطر همچو جانى داشتيم
به مناسبت ميلاد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و امام جعفر صادق عليه السّلام و هفتهء وحدت مسلمين ميلاد نور
شب ميلاد ماه است و ستاره * شبى كه در جهان همتا نداره
شب باريدن نور است امشب * شب رقصيدن حور است امشب
شب ميلاد مسعود محمّد صلّى اللّه عليه و آله * كه باشد بانى دينى مشيّد
شب ميلاد ختم المرسلين است * سرور و جشن مردم بهر اين است